Read by Ali ibn Abi Talib الشريف الرضي سید جعفر شهیدی Online

توضيح ناشرشك نيست كه ترجمه فنى است ظريف و دقيق و دشوار، و اين معنى در مورد كتابى كه آن را «فروتر از كلام خدا و فراتر از سخن بشر» گفتهاند بمراتب صدق بيشترى دارد، كتابى كه گردآورندۀ خبير و بصير آن، سيد شريف ابو الحسن محمد رضى، در بارۀ آن گويد: «سخنان برگزيدۀ سرور ما، امير مؤمنان، سر چشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و خاستگاه بلاغت است و اصول و قوانين سخن و سخنورى از آن اقتباس شدهتوضيح ناشرشك نيست كه ترجمه فنى است ظريف و دقيق و دشوار، و اين معنى در مورد كتابى كه آن را «فروتر از كلام خدا و فراتر از سخن بشر» گفته‌اند بمراتب صدق بيشترى دارد، كتابى كه گردآورندۀ خبير و بصير آن، سيد شريف ابو الحسن محمد رضى، در بارۀ آن گويد: «سخنان برگزيدۀ سرور ما، امير مؤمنان، سر چشمه و آبشخور فصاحت و منشأ و خاستگاه بلاغت است و اصول و قوانين سخن و سخنورى از آن اقتباس شده و روش آن سرمشق هر خطيب اديب و سخنور اريبى گشته و با اين همه كس در فراخناى بلاغت و پهنۀ رسايى به گرد آن نرسيده است، زيرا اين كلام نمونه‌اى از علم الهى است و بوى سخن پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و آله از آن به مشام جان مى‌رسد» ، يا به تعبير پيراسته و مسجع مترجم فاضل، استاد دكتر سيد جعفر شهيدى، «كتابى كه طراز فصاحت است و پيرايه بلاغت، عربيت را بها فزايد و دين و دنيا را به كار آيد، كه بلاغتى چنان نه در گفتارى فراهم آمده است، و نه يكجا در كتابى هم. . . فصاحت خود را به كلام حضرتش آرايد تا به جمال رسد و بلاغت در كنار او زايد و به كمال رسد.» نهج البلاغه چندين بار به فارسى ترجمه شده و فاضلان روزگار شرحهايى بر آن نوشته‌اند و بارها به چاپ رسيده است. تفاوت يا مزيت ترجمه‌اى كه اكنون در دست خوانندۀ گرامى قرار دارد، علاوه بر صحت و امانت و اتقان و تطبيق يكايك واژگان عربى با فارسى، در مراعات ويژگى ادبى اين اثر جاودانى، يعنى به كار بردن صنايع لفظى و آرايشهاى ادبى از استعاره و تشبيه و جناس و موازنه و مراعات نظير و بويژه سجع است كه در برگردان فارسى تا آنجا كه ممكن بوده مورد توجه قرار گرفته اما با اين همه معنى فداى آرايش لفظ نشده است. علاوه بر اين، استاد شهيدى تعليقه‌هايى مناسب و بايسته بر خطبه‌ها و كلمات قصار نوشته‌اند كه در پايان كتاب آمده و در روشن ساختن وضع اشخاص و اجتماع، معنى واژه‌ها و كاربرد آنها، و تأثير گفتار امام همام عليه السلام در سرايندگان و نويسندگان متضمن فايدۀ بسيار است.اميد است اين خدمت فرهنگى به عالم معارف عظيم و قويم اسلامى در پيشگاه صاحب شريعت عليه آلاف التحية و السّلام و محضر حضرت مولاى متقيان و امير مؤمنان عليه السلام مقبول و مأجور و در ديدگاه اصحاب دانش و بينش منظور افتد. و من اللّه التوفيق....

Title :
Author :
Rating :
ISBN : 1618417
Format Type : Hardcover
Number of Pages : 596 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

Reviews

  • Ahmad Sharabiani
    2018-11-18 23:10

    Nahjul Balagha, Ali ibn Abi Talibتاریخ نخستین خوانش: هشتم ماه می سال 1971 میلادی الصبرُ صـَبران: صبرٌ علی ما تـَکرَهُ، و صبر عمـّا تـُحـِبّنهج‌البلاغه گزیده‌ ای از: خطبه‌ ها، نامه‌ ها و سخنان کوتاه حضرت علی ابن ابی‌طالب امام اول است؛ که توسط: سید رضی؛ در قرن چهارم هجری قمری، براساس ذوق ادبی خویش از نامه‌ ها و خطبه های حضرت علی علیه السلام فراهم آورده است. از جمله شاخصه‌ های این کتاب، ترجمه‌ های متعدد آن استا. شربیانی

  • Ahmad Sharabiani
    2018-11-30 06:09

    Nahj Al-Balagha, Ali ibn Abi Talib تاریخ نخستین خوانش: هشتم می سال 1971 میلادی؛ تاریخ خوانش دوم: 1978؛ سوم 1982؛ چهارم 1989؛ و آخرین بار سال 1995 میلادیعنوان: کلیات نهج البلاغه میراث درخشان علی؛ به کوشش: شریف رضی؛ مترجم: محمد مقیمی؛ تهران، سعدی، 1354؛ در 1377 ص؛ موضوع: خطبه ها، نامه ها و جملات قصار علی بن ابیطالب؛ سال 23 پیش از هجرت تا سال 40 هجری قمری - قرن هفتم میلادیعنوان: کلیات نهج البلاغه؛ به کوشش: شریف رضی؛ مترجمها: غلامحسین طالع؛ شاپور محمدی؛ تهران، افراسیاب، 1378؛ در 1165 ص؛ شابک: 9646962254؛ چاپ دیگر: تهران، دنیای کتاب؛ علی در میان انسانها چون پدیده ای معقول بود در میان محسوس ها. حاشیه شفا - ابن سیناسپاس و ستایش خدای را که سخنوران از مدح و ثنایش ناتوانند، و حسابگران شمارش نعمتهایش نتوانند، و کوشندگان از عهده ی ادای حق او برنیایند. کسی که دست همت های بلند به درگاه ادراک او نمیرسد، و اندیشه های ژرفنگر به گوهر ذات تابنده اش دست نمییابد. کسی که صفاتش را مرز و نهایتی نیست. و نه از برایش صفتی موجود و ثابت است و نه او را وقت و زمانی زودگذر است، و نه دورانی دراز و جانکاه. جهانیان را به قدرتش آفرید و بادها را به رحمتش به وزش درآورد، و پهنه ی زمین را با سنگهای گران(کوهها) استوار ساخت. ترجمه شروع خطبه یک ؛ ا. شربیانی

  • Saman Kashi
    2018-11-17 02:46

    ایمان و اعتقاد دارم این حکمت، به هزاران هزار کتاب می‌ارزد***روايتي در این کتاب نقل شده است كه كافي‌ست كمي به جمله‌هايي كه در آن بيان مي‌شود و تصويري كه از اين روايت به نمايش در مي‌آيد تعمق كرد. تصاویر، معانی، حکمت و جهان‌بینی که در این روایت آمده است، وحشتناک تکان‌دهنده است. اين روايت را دوست دارم و با آن زندگي مي‌كنمهنگامي كه علي‌بن‌ابيطالب(ص) از جنگ صفين باز مي‌گشتند، و به قبرستان پشت دروازه‌ي كوفه رسيدند رو به قبرستان، اين سخنان را بيان فرمودند:اي ساكنانِ خانه‌هاي وحشت‌زا، و محله‌هاي خالي و گـورهاي تـاريك. اي خفتگان در خاك، اي غـريبـان. اي تنـها شدگان. اي وحشــت‌زدگان.شما پيش از ما رفتيــد و ما در پـي شما روانيـم و به شما خواهيم رسيــد. امّا خانه‌هاي‌تان: ديگران در آن سكونت گزيدند. و امّا زنان‌تان: با ديگران ازدواج كردند، و امّا اموال شما: در ميان ديگران تقسيم شد.اين خبــــــري است كه مـــــا داريـــم، حال شمـا چه خبــــــــر داريـد؟(سپس به اصحاب خود روي كردند و فرمودند) بــدانيد اگــر اجــــــازه‌ي سخــن گفتن داشتند، شما را خبـــــــر مي‌دادند كه: بهتــرين توشه تقــــوا است.حكمت 130

  • Ahmad Sharabiani
    2018-11-17 05:54

    Nahjul Balagha, Ali ibn Abi Talib تاریخ نخستین خوانش: هشتم ماه می سال 1971 میلادی صحة الجسد من قـِلّة ِ الحـَسـَد - راز تندرستی، کمتر رشک بردن استنهج‌البلاغه گزیده‌ ای از: خطبه‌ ها، نامه‌ ها و سخنان کوتاه حضرت علی ابن ابی‌طالب امام اول است؛ که توسط: سید رضی؛ در قرن چهارم هجری قمری، براساس ذوق ادبی خویش از نامه‌ ها و خطبه های حضرت علی علیه السلام فراهم آورده است. از جمله شاخصه‌ های این کتاب، ترجمه‌ های متعدد آن استخطبه نخست: سپاس و ستایش خدای را که سخنوران از مدح و ثنایش ناتوانند، و حسابگران شمارش نعمتهایش نتوانند، و کوشندگان از عهده ی ادای حق او برنیایند. کسی که دست همت های بلند به درگاه ادراک او نمیرسد، و اندیشه های ژرفنگر به گوهر ذات تابنده اش دست نمییابد. کسی که صفاتش را مرز و نهایتی نیست. و نه از برایش صفتی موجود و ثابت است و نه او را وقت و زمانی زودگذر است، و نه دورانی دراز و جانکاه. جهانیان را به قدرتش آفرید و بادها را به رحمتش به وزش درآورد، و پهنه ی زمین را با سنگهای گران(کوهها) استوار ساخت. ترجمه شروع خطبه یک ؛ا. شربیانی

  • Ahmad Sharabiani
    2018-12-06 22:42

    Nahjul Balagha, Ali ibn Abi Talib تاریخ نخستین خوانش: هشتم ماه می سال 1971 میلادی ؛ تاریخ خوانش این نسخه: ماه مارس سال 1995 میلادیعنوان: نهج البلاغه سخنان امیرالمومنین علی علیه السلام؛ نویسنده: علی بن ابی طالب، علی علیه السلام؛ گگردآوری: سید رضی؛ مترجم: محمدجواد شریعت؛ تهران، اساطیر، 1995؛ در 560 ص؛ موضوع: نهج البلاغه - قرن هفتم میلادیخطبه ها 241 خطبه، فهرست نامه ها 79 نامه، فهرست کلمات قصار 480 سخن و ترجمهء آنهاسپاس و ستایش خدای را که سخنوران از مدح و ثنایش ناتوانند، و حسابگران شمارش نعمتهایش نتوانند، و کوشندگان از عهده ی ادای حق او برنیایند. کسی که دست همت های بلند به درگاه ادراک او نمیرسد، و اندیشه های ژرفنگر به گوهر ذات تابنده اش دست نمییابد. کسی که صفاتش را مرز و نهایتی نیست. و نه از برایش صفتی موجود و ثابت است و نه او را وقت و زمانی زودگذر است، و نه دورانی دراز و جانکاه. جهانیان را به قدرتش آفرید و بادها را به رحمتش به وزش درآورد، و پهنه ی زمین را با سنگهای گران(کوهها) استوار ساخت. ترجمه شروع خطبه یک ؛ ا. شربیانی

  • Sunny
    2018-11-18 05:52

    6 stars. Stunning stunning stunning thought provoking book. A collection of Imam Alis sermons, letter and sayings. At times Nietzschean and at other times just superbly honest direct and unchallengly poetic. It challenges you on some of your most basic tenets of belief and makes you realize that there are other ways of looking at something you once regarded previously irrefutable. The book gets better and better as you read through it with the final sayings leaving you numbed under a barage of fresh new thoughts and slants on the way you should conduct your life. Not an easy read by any means, didactic in many places and certainly some of the religious overtone many will find excessive but if you can look beyond that and read it for the raw knowledge it exudes it will benefit you immensely.

  • peiman-mir5 rezakhani
    2018-11-26 06:42

    دوستانِ گرانقدر و ایرانیانِ خردگرا، ... علی را «سید رضی»، نویسندۀ کتابِ نهج البلاغه، علی کرد، تقریباً 300 سال بعد از مرگِ علی، کتابی را تدوین کرد و نامش را نهج البلاغه گذاشت وگفت که نویسندۀ این کتاب علی استعلی هیچ کتابی از خود بر جای نگذاشته است که چنین نامی داشته باشد و هیچ حرفی برایِ گفتن نداشته، جز کشتن و شکنجۀ انسانها در راهِ اسلام و خدایش اللهعزیزانم، جماعتِ شیعه را هرچه شد و هرچه کردند از دورانِ «سید رضی» به بعد به انجام رسانده اند. کتاب و علم و معرفت و سخن از خرد، در سرزمینی بی حاصل، مهمل و مُرده که ساکنانش عده ای دزد و بیشعور بودند و آن بیابان جزء مار و مارمولک هایِ موذی و سوسمار، هیچ فضیلتی در خود نهان نکرده است، افسانه ای بیش نیست.... مگر رذیلتی که در طول تاریخ به خون آدمیان تشنه بوده استبا خواندنِ جملاتِ این کتاب به اولین نکته ای که پی میبریم این است که سخن از مردی در میان است که از جامعه پَس زده شده و از نظرِ سیاسی ذهنیتی واپسگرا و ارتجاعی دارد و اعراب او را دوست نداشته اندعزیزانم، هرکس، در مکتب این تازیان، دَم از عدالت زده است، بویِ خون، فضا را لبریز نموده است... چراکه این جماعتِ مسلمان و نادان و خالی از انسانیت ، در دنیا، قبل از استفاده از خردِ خود ( البته ندارند که بهره ببرند)، ازشمشیر سود میجویندیکی از خطبه هایِ این کتاب را برایِ شما دوستانِ خردگرا، مینویسم، خودتان ببینید که چقدر یک موجود میتواند وحشی و خطرناک باشد... و جالب اینکه یک عده عرب پرست، او را الگو در اخلاق قرار دهندخطبۀ 56: ما در ميدان كارزار با رسول خدا بوديم... پدران، پسران، برادران و عموهاى خويش را مى‏كشتيم و در خون مى‏آلوديم... اين خويشاوندكشى ما را ناخوش نمى‏نمود بلكه بر ايمانمان مى‏افزود، كه در راه راست پا برجا بوديم، و در سختيها شكيبا، و در جهاد با دشمن كوشا، گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مى‏جستند، و چون دو گاو نر سر و تن هم را مى‏خستند... هر يك مى‏خواست جام مرگ را به ديگرى بپيمايد، و از شربت مرگش سيراب نمايد...گاه نصرت از آن ما بود، و گاه دشمن گوى پيروزى را می ‏ربود... چون خداوند ما را آزمود و صدق ما را مشاهدت فرمود، دشمن ما را خوار ساخت، و رايت پيروزى ما را برافراخت. چندانكه اسلام به هر شهر و ديار رسيد، و حكومت آن در آفاق پايدار گرديد. به جانم سوگند، كه اگر رفتار ما همانند شما بود، نه ستون دين بر جا بود و نه درخت ايمان شاداب و خوشنما. سوگند به خدا، كه از اين پس خون خواهيد خورد و پشيمانى خواهيد برددوستانِ بزرگوار، ببینید تا چه اندازه این وحشی ها میلِ به کشتن و خونریزی داشته اند،... عزیزانم و نورِ چشمانم، کمری که خنجری به خویش می آویزد، جز به دریدنِ قلبِ انسانها، به هیچ نمی اندیشد«پیروز باشید و ایرانی»

  • Mahsafanaei
    2018-12-14 05:47

    با چند تا از دوستان تصمیم گرفتیم شبی 4 صفحه نهج البلاغه بخونیم از بین بخش ها با بخش حکمت ها بیشتر از سایر بخش ها ارتباط برقرار کردم، حکمت هایی که بیشتر خوشم اومد رو می نویسم : هیچ کاری همراه با تقوا اگر باشد کوچک نیست و چطور کوچک باشد، آنچه پذیرفته می گردد.با درد خود بساز تا با تو بسازد. حذر کنید حذر کنید خدا آنچنان پرده بر گناه بنده افکنده، که انگار عفوش کرده. قربتی ایجاد نکند،مستحباتی که به واجبات ضرر می رساند.اگر با این شمشیر بر بینی مرد مومنی زنم تا مرا دشمن قلمداد کند،چنین نکند، و اگر همه دنیا را به منافق دهم تا بهئ من ارادت ورزد،اردت نورزد، این از آن روست که قضا جاری گردید و بر زبان پیامبر امی امد که فرمود: ای علی! مومن دشمن نگردد و منافق دوستت ندارد.قدر مرد به اندازه ی همت اوست و صدقش به میزان جوانمردی اش و شجاعت او به مقدار ننگ او از گناه و عفتش به اندازه ی غیرتش.اگر آن کسی که خواهی نیستی، پس فرقی ندارد که کیستی! حکمت را هرجا یافتی برگیر.که گاه در سینه ی منافق می شود اسیر، پس در سینه اش تکان خورد تا خارج گردد، و به سینه ی مومن رود و با ماننده های خود آرام گردد.فقیه واقعی آن است که مردم را از آمرزش خداوند ناامید نگرداند و از مهربانی اش مایوس ننماید و از مکر خدا ایمنشان ندارد.ششم اردیبهشت 94 تا 11شهریور :)

  • SSamaneHH
    2018-11-19 01:00

    در شگفتم از متكبري كه ديروز نطفه اي بود وفردا لاشه ايست...امام علي...جمله با ابن مفهوم عميق رو چه كسي ميتونه بگه جز صاحب نهج البلاغه؟

  • حسن صنوبری
    2018-12-10 06:04

    در میان نوشته‌های اینجا، نوشته‌ای نابخردانه و کینه‌توزانه دیدم که هم سندیّت و سرچشمۀ نهج البلاغه را زیرسؤال برده بود (اتهامی که پیش از این فقط در ریویوهای عربی دیده می‌شد!)، هم مضامین آن را توحش و بدویت معرفی کرده بود و هم با لاف ایرانی بودن و ایرانی‌گری، به آستان سرور آزادگان و امیر مؤمنان علی (درود خدا بر او) ناسزا گفته بود. در باب این سه موضع، سه نکته باید گفتیکم--> هرچند سندیت نهج البلاغه نزد اهل علم بدیهی است، اما چند منبع (نه برای کینه‌توزان، که برای حق‌طلبان) معرفی میکنمیک: مصادر نهج البلاغه و اسانیده | سید عبدالزهراء حسینیدو: مصادر نهج البلاغه | شیخ عبدالله نعمهسه: مدارک نهج البلاغه | شیخ هادی آل کاشف الغطاءچهار: مدارک نهج البلاغه | آیت‌الله رضا استادیپنج: استناد نهج البلاغه | امتیاز علیخان عرشی هندیشش: پژوهشى در اسناد و مدارک نهج ‏البلاغه | محمد مهدى جعفریهفت: اسناد نهج‏البلاغه | محمد دشتیهشت: جلد دوازدهم دانشنامۀ امام علی | زیر نظر علی اکبر رشاددوم--> درخشش متن نهج البلاغه خود به تنهایی می‌تواند نمایانگر حقانیت و عظمت مولاعلی باشد. این کتاب کتابی نیست که اهل خرد و دانشی بتواند آن را منکر شود. نه فقط دانشمندان بزرگ شیعی، بلکه بزرگان اهل انصافِ اهل سنت هم این کتاب و کلام مولاعلی را ستوده‌اند. از جمله دانشمند بزرگ اهل سنت ابن ابی الحدید که درباره‌ مولا در نهج البلاغه گفته است: «كلامه فوق كلام المخلوق، دون كلام الخالق» و خود از شارحان معروف این کتاب است. یا دانشمندان و مصلحان اجتماعی بزرگ مصری اهل سنت، مثل محمد عبده و سید قطب که همگی دربارۀ نهج البلاغه کتاب نوشته‌اند. یا حتی از مسلمانان بگذریم، یکی از معروف‌ترین دوستداران کلام علی، زنده‌یاد جرج سمعان جرداق نویسندۀ بزرگ مسیحی است و کتابی دارد با عنوان «روائع نهج البلاغه». سوم--> و چون بحث ایرانی بودن و علاقه به فرهنگ ایران مطرح شد، خوب است اینجا ابیاتی از بزرگترین چهرۀ هویت ساز برای زبان پارسی و ملیت ایرانی یعنی شاعر بزرگ حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه را با هم بخوانیم. کسی که از او ایرانی‌تر نداریماگر چشم داری به دیگر سرایبه نزد نبی و علی گیر جایگرت زین بد آید گناه منستچنین است و این دین و راه منستبرین زادم و هم برین بگذرمچنان دان که خاک پی حیدرمدلت گر به راه خطا مایل استترا دشمن اندر جهان خود دل استنباشد جز از بی‌پدر دشمنشکه یزدان به آتش بسوزد تنشهر آنکس که در جانش بغض علیستازو زارتر در جهان زار کیست؟___________________من ترجمه‌های فارسی بسیاری از نهج البلاغۀ امام علی ابن ابی‌طالب را دارم و به صورت مقایسه‌ای مطالعه کرده‌ام این میان ترجمۀ زنده‌یاد محمد دشتی (مخصوصاً ویراست نهایی ایشان) مقامی ممتاز دارد. هم در وفاداری به متن هم در زیبایی و رسایی مفهوم به مخاطباین است که اگر بخواهم نهج‌البلاغه برای هدیه بخرم ترجیحم ترجمۀ دشتی است

  • ميقات الراجحي
    2018-12-03 01:44

    يُنسب هذا الكتاب الأدبي / التاريخي للصحابي الجليل علي بن أبي طالب الخليفة الراشدي الرابع - رضي الله عنه - وهو كتاب جمع مادته الخطابية (النثرية) الشاعر الشريف الرضي وساعده أخاه في ذلك، والشريف الرضي هو الشاعر المشهور من رجال (القرن 4 الهجري / القرنين 10 – 11 ميلاديين) بينما علي بن أبي طالب من رجال (القرن الأول الهجري / 7 الميلادي)، وهذا المدة ليست بالسهلة (غياب أربعة قرون دون سند واحد) ولكنها ليست مدخل للتشكيك في نسبة كل الكتاب لعلي فالحال هنا لو راعه الشك واليقين سيكون قائم كذلك على روايات الشعر الجاهلي التي وثقها المفضل في المفضليات من الشعر الجاهلي وروايات حماد الرواية وإن كان حماد رجل عرف عنه وضع بعض القصائد على لسان بعض الجاهليين دلالة تمكنه من مفردات عصر مضى وهذا إذا أخذنا وسلمنا به كعلامة وسمة في تاريخ الرواية الشعرية سنقف أمام مرويات خطب ومواعظ كتاب نهج البلاغة .حيث أن الشريف الرضي - علوي النسب – قام بعمل لكنه متأخر بأربعة قرون بجمع نتاج الخليفة الراشدي الرابع الذي يبدو أنه مع ديوانه الشعري (شعر أجمله مجرد نظم) خلاصة ماعرف عن هذا الصحابي. يضم نهج البلاغة خطب وحكم متفرقة ومواعظ ورسائل فترة توثق كل ماقاله علي أو بمعنى أكثر قابلية للمنطق كل ماقاله ومالم يقله وهذا وجهة نظري في هذا الكتاب.قسم الشريف الرضي الكتاب لثلاثة أٍقسام :الخــ 1 ـطـب : أكثر مادة الكتاب ونقلت روايةً عن طريق الحُفاظ وهي خطب الجمعة والمناسبات الدينية وما شابه مناسباتها، وقد وجدت الخطب مفككة غير متجانسة ربما بسبب تقدم العهد وأعتقد أن مدة (4 قرون) كفيلة بالزيادة والنقصان من قبل أي راوي لأي نص.الرســ 2 ــائل : هى جميعها بعد توليه منصب الخلافة بعد مقتل عثمان رضي الله عنهما.الحـــ 3 ـــكم : هي المواعظ وأقوله في الحكمة ومقولات نثرية القصيرة منها والطويلة.من الناحية التأليفية للكتاب من الصعب تقبل مصداقية كتاب حديث عهد بتاريخ الأسانيد التي سوف تبقى في تاريخ أدبيات المتن حتى ما بعد القرن الثامن عشر ميلادي.في نقد هذا الكتاب جميل الحرف يقول المفكر العراقي (هادي العلوي) في كتابه من (قاموس التراث) : "نصوص نهج البلاغة - والخطب بالاخص - قد حملت زيادة ونقصان : زيادة من فعل الرواة ونقصان من ذاكرتهم" ص 225، وقد قال مثل ذالك الدكتور (طه حسين) في عدم نسبة كل هذا لعلي بن أي طالب واستطرد في بعض الجوانب لنقد هذا الكتاب.عن نهج البلاغة :كتاب لغوي ثري اللفظ جميل المعنى.كمية هائلة من المعرفة النفسية والحكم والنصح دون النظر لتوجيه دفتها - حيث تم تسيس بعضها - نحو غاية معينة.يذكر أن مافي الكتاب هو من بعض جملة ما جمعه الشريف الرضي أي أن لهذا الكتاب الموسوعي الضخم ثمة نصوص لم تضاف إلى الـ(772، وبعض النسخ : 806) نص المنشورة هذا إضافة أن للكتاب مستدرك يقع في (8) مجلدات – لم أطلع عليه – لأحدهم.مصدر تاريخي ضعيف رغم مساعي جامعي الكتاب لجعله كذلك.تعرض للطعن وهو مكان جدل بين الفريقين السنة والشيعة فالأول لا يعتد بكل مافيه لتجاوزات لفظية في حق بعض الصحابة الذين لا يرضى عنهم الشيعة، والفريق الثاني الشيعة مؤمنٌ قاطعٌ باليقين لا يقبل الشك فيه وهو عنده في مكانٍ أمين. لهذا لو أردت أنا الحياد لخرجت من هذا الكتاب باللغة الفريدة التي أحسن صياغتها كــُـتابها.أعتقد أن هذا الكتاب مر بعدة مراحل في التأليف بين الزيادة والتعديل. مثله مثل ألف ليلة وليلة وهذه وجهة نظري.الكثير من الخطب أشك في نسبتها لعلي – رضي الله عنه – جملة وتفصيلا وهى وضعت لقناعات وتصديق مراحل تاريخية سيبنى عليها فيما بعد مصدرية ثابتة. أنا شخصيًا من قراءة لهذا العمل أقول : حاشى أن يشتم سيدنا علي سيدنا أبي بكر وعمر وعثمان. فعندما اقرأ مثالًا واحدًا متمثلًآ في خطبة (الشقشقية) أجزم أن هذا القول في حق الخلفاء الراشدين ليس من قول علي رضي الله عنه وعنهم، وهذه الخطبة من نقولات (ابن أبي الحديد) المعتزلي أو غيره فلا فرق.في الكتاب الكثير من مصطلحات ومعاني وتأويلات المعتزلة وأهل الكلام ومصطلحات ما بعد نصف القرن الثالث الهجري.قبول كل كتاب نهج البلاغة عند المؤمنين به، وعندما يتم تناول النصوص التي تثني على عمر بن الخطاب وبعض الصحاب. يتم رفض هذه النصوص رغم أن جميع النصوص دون (أسانيد)!! وهذا غريب في تدقيق الكتابظاهرة السجع في الكثير من النصوص ووجود الصنعات الأدبية والمحسنات وهذا من إفرازات العصر العباسي.ينتشر في نهج البلاغة الإنباء بالغيب الذي هو من أمر الله وحده – جل شأنه – ونعلم من يقول بمعرفة بعض الناس لعلم الغيب.. الإعلام بخروج الحجاج بن يوسف الثقفي مثلًآ.. الإنباء بالغيب بدخول المغول – التتار كما تسميهم مصادر مابعد القرن السادس الهجري – للعالم الإسلامي، ودول الأتراك وغيرها مما يعج به هذا الكتاب المسيس.في نسخة ابن أبي الحديد قام بزيادة من نصوص النبأ بالغيب عند التحقيق مما يتم وضعه على لسان علي بن أي طالب – رضي الله عنه - من العلم بالغيب!!. في بقية الكتاب.إنفراد هذه الخطب والرسائل والحكم والمواعظ وغيرها من نصوص الكتاب فقط في كتب الشيعة ولكن أليس للفريقين السنة والشيعة نصوص مشتركة هي من نصوص الخلاف ويجد كل فريق تحريفها عند الآخر.. فلماذا نصوص (نهج البلاغة) غائبة بنسبة تتجاوز(98 %) عن مؤلفات القرون الأولى إلى عهد تصنيف هذا الكتب الأدبية والدينية والتاريخية وكل المصنفات في الحجاز والعراق ومصر والشام وغيرها!!.. هذا غريب.قلة قليلة نقدية من كتاب الشيعة وجهت نقد لبعض نصوص الكتاب على مراحل زمنية جلها في التاريخ الحديث والمعاصر.من أشهر نسخ نهج البلاغة من ناحية التحقيق نسخة (محمد حسن نائل المصرفي)، و(عز الدين بن أبي الحديد)، (محمد عبده) وغيرهم فعل.فاصلةلا أتناول دراسة هذا الكتاب كمجرد قراءة ولا أتناوله من توجه مذهبي لكن من زاوية تاريخية منهجية موقنٌ فيها بما كتبت وأختصرها هنا.

  • رائد الجشي
    2018-11-24 22:49

    تحتاج عباراته إلى شرح وتفسيروتحتمل التأويلمختزلة وعذبة وليس ذلك بغريبعلى من نسبت لهاستفدت منها كثيرا في طريقة تكثيف الصورةوالإحالة الرمزية

  • سوسن الموسى
    2018-12-12 07:06

    ماذا عساني ان أقول في أميري علي ؟الحمدالله الذي جعلنا من شعيتك و مواليك :)

  • Najme Ghanbari
    2018-11-27 04:44

    وقتی که دارم 5 ستاره به نهج البلاغه میدم فکر می کنم پس احتمالا باید برم حداقل یک ستاره از تمام کتابای دیگه ای که خوندم کم کنم. وگرنه این امتیاز بسیار ناعادلانه است.

  • Zahra Rhm
    2018-12-05 02:06

    يا عَبْدَاللّهِ، لاتَعْجَلْ فى عَيْبِ اَحَد بِذَنْبِهِ، فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ. اى بنده خدا، در عيبجويى از كسى به خاطر گناهش شتاب مكن، شايد خداوند آن گناه او را بخشيده باشد.وَ لاتَأْمَنْ عَلى نَفْسِكَ صَغيرَ مَعْصِيَة، فَلَعَلَّكَ مُعَذَّبٌ عَلَيْهِ. و از گناه كوچكى كه خود گرفتار آن شده اى آسوده مباش، كه ممكن است به آن گناه عذاب شوى.فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِما يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ، بنابراين هركدام از شما كه از عيب ديگرى آگاه است، به خاطر عيبى كه از خود خبر دارد دست از عيبجويى او برداردوَلْيَكُنِ الشُّكْرُ شاغِلاً لَهُ عَلى مُعافاتِهِ مِمَّا ابْتُلِىَ بِهِ غَيْرُهُ. و لازم است شكر پاك بودن از گناهى كه ديگرى به آن دچار است او را از دنبال كردن عيب ديگران بازدارد.

  • Jo
    2018-12-16 22:48

    I love this book, but there's a problem... I don't fully believe in its authenticity, and therefore do not recommend it for most people. When I read it several years ago, I was not concerned with its authenticity, although I kept it in mind (if I were an Islamic scholar, however, it would have been of the greatest import). I read it at the recommendation of a Shi'a friend of mine. I found the beauty of the words inside to be very inspiring and spiritually uplifting. They also helped me understand my friend's beliefs.

  • رغد قاسم
    2018-11-27 00:52

    طبعاً الكتاب يستحق خمس نجوم قطعاً فهو منهاج لدراسة بلاغة اللغة العربية وامكانيتها العظيمة.الكتاب من ناحية أخرى (و أن كان مشكوكاً في انتسابه بسبب خلوهِ من الاسناد المتعارف عليه في النقل) لكن في الوقت ذاته يمثل وثيقة تأريخية مهمة فيه نتعرف على علي أبن أبي طالب بعيداً عن الصورة التي يطالعنا فيها من ظلمه بكرهه او المبالغة في حبهِ،يعرض لامور كثيرة منها:1_موضوع الخلافة وهو الموضوع التي لا زال المسلمون يقتلون بعضهم البعض عليهِ و يقول ببساطة:(شحت عليها نفوس قوم،و سخت بها نفوس قوم هكذا بعيداً عن كل المهاترات التي لا معنى لها.2-مسألة السباب التي عج بها القوم لمن خالفهم علي ابن ابي طالب بنفسهم ينهى اصحابه عن ذلك و يقول (اكره لكم ان تكونوا سباببين) إلى أن يقول (بل قولوا:اللهم أحقن دمائنا و دمائهم و أصلح ذات بيننا وبينهم (...وكذلك أنكارهِ على الخارجين ان يأخذوا السيدة عائشة الى الحرب و يصفها بجميل اللفظ ويقول (حبيسة رسول الله)اي سيدة بيته و لا يجوز تغريرها بالخروج.3_اظهاره باطل القوم الداعين إلى المطالبة بدم الخليفة الرابع و هم لم يحموه في حياته.4_علي أبن ابي طالب هنا لا يقول بعصمته على الاطلاق بل و حتى في وصيته إلى ابنهِ الحسن يأمره بطاعة الله و يخبره ان قلب الحدث كالارض كل ما يبذر فيها ينمو!5_علي ابن ابي طالب يرفض القول بعلم الغيب ..وهو يصر على اصحابهِ ان ما يخبرهم به انما هو علم يمكن تعلمه وعلمه اياه رسول الله اما الغيب فاستأثر به الله.6_الكتاب اضافة الى ذلك وثيقة مهمة في تعلم اصول الادارة التي يفترضها الاسلام و فصول بالرفق بالحيوانو غيرها مما لا سبيل لحصرهِ

  • Hyder
    2018-12-14 02:59

    When i started reading this book, for a moment I thought, how a Human Being can reach up to such heights of knowledge.! Amazing book, me gonna learn it by heart.

  • Ahmad Sharabiani
    2018-12-13 00:10

    صحة الجسد من قـِلّة ِ الحـَسـَد - راز تندرستی، کمتر رشک بردن استالصبرُ صـَبران: صبرٌ علی ما تـَکرَهُ، و صبر عمـّا تـُحـِبّ - صبر دو گونه است: صبر به آنچه خوش نداری؛ و صبر بر آنچه دوست میداری؛

  • Fatima Al Shabeeb
    2018-11-27 04:41

    جاءني هدية قبل 12 عاماً وأخالني أتصفحه كلما اشتقت للغة العربية

  • مهند
    2018-12-16 00:54

    اعظم الكتب البلاغية على الاطلاقجمع فيه الشريف الرضي وهو الشاعر والفقيه الشهير خطب ومقولات الامام علي(ع) التي لا توصف في البراعة والجمال اللغوي وايضا هي منهج فكري وتاريخي لا يمكن الاستغناء عنهحاول بعض المشككين من النواصب وغيرهم في انتسابه الى امير المؤمنين الامام علي(ع)ولكن الكثير من الباحثين والمحققين تصدوا لتلك المهمة العلمية والادبية واصدروا عشرات الكتب والمعاجم وكان اشهرها موسوعة العلامة السيد عبد الزهراء الحسيني في اربعة مجلدات تنهي الجدل في انتسابها للامام علي(ع) من قبل اعدائه لان بعض مضامينها ضد مناهجهم الدينية والسياسية المنحرفة

  • Kiarash
    2018-12-05 00:58

    "زن همه اش بدی است و بدترین چیز هم اینکه از او چاره ای نیست!"در اعتبار تاریخی این کتاب یا حداقل بخش هایی از اون تردید وجود داره اما در ادامه فرض رو بر این میگیرم که مطالب آورده شده همگی از علی باشن. گردآورنده مطالب رو با هدف نشون دادن بلاغت زبان عربی و بلاغت علی جمع آوری کرده اما میشه از دل همین مطالب به حقایق تاریخی و شخصیتی هم تا حدودی پی برد. به نظر من کتاب در کلیتش خسته کننده و تکراری بود و مجموع صحبت ها همون طور که حدس زده میشه در مورد گذرا بودن و بی ارزش بودن دنیاست و مرگ اندیشی و طلب مرگ که همون درون مایه اسلام و دو دین ابراهیمی دیگه هستن که با اندیشه های کهن دیگه تفاوت هایی دارن به طور مثال جایگاه انسان در تفکر زرتشتی به عنوان یاور پروردگار هست در نبرد علیه بدی و تلاش برای آبادانی دنیا و شاد زندگی کردن که به طور اصولی متفاوته با جایگاه انسان و جهان در ادیان ابراهیمی. نکته دیگه که از لابه لای متن های کتاب واضح هست تفکر ضد زن حضرت هست که نمونه های متون رو در آخر آوردم. نکته بعدی که برای من جالب بود بی درایتی حضرت هست در امور سیاسی و امور نظامی به طوری که خودش هم یک جایی اشاره میکنه که کاری کردید که قریش فکر میکنن من هوش نظامی ندارم! و چند نمونه هم برای این مورد آوردم.اما جالب ترین نکته ای که بهش برخوردم این بود که از ابتدا تا انتهای کتاب حتی یک بار هم نامی از واقعه غدیر خم برده نمیشه! این موضوع به خصوص در بخش خطبه ها به چشم میاد وقتی علی از حق خودش برای خلافت داره دفاع میکنه طبق قاعده انتظار داریم که محکم ترین دلیلش رو بیاره و در تمام خطبه ها به غدیر خم و سخنان پیامبر اشاره کنه اما میبینیم که استدلالش برای حق خلافت همینه که مردم باهاش بیعت کردن و اینکه از خانواده پیامبر هست و اینکه ادعا میکنه از همه بیشتر میدونه. در واقع این موضوع نشون میده که نظر اهل سنت در مورد واقعه غدیر خم خیلی محتمل تر هست.در ادامه نمونه هایی درخشان از کتاب: - خبر پیروزی های پیاپی معاویه به حضرت میرسید. امام کوفته خاطر شد و بر منبر رفت و فرمود: جز کوفه برای من شهری نمانده است. آنها در شهرهایشان درستکارند و شما فاسد و بدکردار. اگر یک کاسه چوبی هم به شما بدهم میترسم آویز آن را بدزدید. خدایا اینها از من خسته اند و من هم از اینها. اینها از من بیزارند و من از انها. پس بدتر از من را به آنها بده و بهتر از انها را به من. نهج البلاغه خطبه 25- ای شبیه به مردان و ای نامردان! کاش شما را ندیده و نشناخته بودم که الان پشیمانم. خدا بکشدتان! سینه ام لبریز خشم از شماست. با نافرمانی کارها را درهم میکنید تا آنجا که قریش بگویند پسر ابوطالب شجاع است اما علم جنگ (فرماندهی) نمیداند. نهج البلاغه خطبه 27- نفرین بر شما! از سرزنشتان به ستوه آمدم. هروقت شما را دعوت به جهاد میکنم ...حیران و سرگردانید. انگار دیو در دلتان جا گرفته و دیوانه هستید. چیزی نمیدانید و با خرد بیگانه اید. من دیگر هیچ وقت به شما اطمینان ندارم. مثل شترهای بدون افسار هستید که چوپان ندارند. نهج البلاغه خطبه 34- امام بر منبر کوفه خطبه میخواند. در سخن او جمله ای آمد. اشعث بر او خرده گرفت که این سخن به زیان توست نه به سود تو. امام به او خیره شد و گفت: تو چه میدانی سود من کدام است و زیان من کدام!لعنت خدا و بندگانش بر تو باد! متکبر متکبرزاده! منافق کافرزاده!نهج البلاغه خطبه 20 - ما در ميدان كارزار با رسول خدا بوديم. پدران، پسران، برادران و عموهاى خويش را مى كشتيم و در خون مى آلوديم. اين خويشاوندكشى ما را ناخوش نمى نمود بلكه بر ايمانمان مى افزود، كه در راه راست پابرجا بوديم، و در سختيها شكيبا، و در جهاد با دشمن كوشا. گاه تنى از ما و تنى از سپاه دشمن به يكديگر مى جستند، و چون دو گاو نر سر و تن هم را مى خستند. هر يك مى خواست جام مرگ را به ديگرى بپيمايد، و از شربت مرگش سيراب نمايد. گاه نصرت از آن ما بود، و گاه دشمن گوى پيروزى را مى ربود.نهج البلاغه خطبه 56- مردم! ايمان زنان ناقص است. بهره آنها ناقص است و عقل آنها ناقص است. نشانه ناتمامى ايمان، معذور بودنشان از نماز و روزه است به هنگام عادتشان، ونشانه نقصان بهره ايشان، نصف بودن سهم آنان از ميراث است نسبت به سهم مردان، و نشانه ناقص بودن عقل آنان اين است كه گواهى دو زن چون گواهى يك مرد به حساب میرود. پس از زنان بد بپرهيزيد و خود را از نيكانشان وا پاييد، در كار نيك از آنان اطاعت ننماييد تا در کار زشت هم طمع نکنند.نهج البلاغه خطبه 80- مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند، هم بدانسان بيعت مرا پذيرفتند. پس كسى كه حاضر است نتواند ديگرى را خليفه گيرد، و آن كه غايب است نتواند كرده حاضران را نپذيرد. شورا از آن مهاجران است و انصار، پس اگر گرد مردى فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند، خشنودى خدا را خريدند. اگر كسى كار آنان را عيب گذارد يا بدعتى پديد آرد او را به جمعى كه از آن برون شده بازگردانند.نهج البلاغه نامه 6- (به هنگام جنگ) زنان را نزنید هرچند امیرانتان را دشنام گویند. زیرا که توان زنان اندک است و جانشان ناتوان و عقلشان ناقص.نهج البلاغه نامه 14- مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند، هم بدانسان بيعت مرا پذيرفتند. پس كسى كه حاضر است نتواند ديگرى را خليفه گيرد، و آن كه غايب است نتواند كرده حاضران را نپذيرد. شورا از آن مهاجران است و انصار، پس اگر گرد مردى فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند، خشنودى خدا را خريدند. اگر كسى كار آنان را عيب گذارد يا بدعتى پديد آرد او را به جمعى كه از آن برون شده بازگردانند.نهج البلاغه نامه 6- (از وصیت حضرت پس از بازگشت از جنگ صفین) و هر يك از كنيزانم را كه با او بوده ام، اگر فرزندى بود يا باردار باشد، كنيز را به فرزند دهند، و بهره او حساب كنند. اگر فرزندش بميرد و كنيز زنده باشد، آزاد است. كنيز بودن از او برداشته و او آزادى خويش را داشته.نهج البلاغه نامه 24- مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند، هم بدانسان بيعت مرا پذيرفتند. پس كسى كه حاضر است نتواند ديگرى را خليفه گيرد، و آن كه غايب است نتواند كرده حاضران را نپذيرد. شورا از آن مهاجران است و انصار، پس اگر گرد مردى فراهم گرديدند و او را امام خود ناميدند، خشنودى خدا را خريدند. اگر كسى كار آنان را عيب گذارد يا بدعتى پديد آرد او را به جمعى كه از آن برون شده بازگردانند.- غیرت داشتن زن کفر است و غیرت داشتن مرد ایمان.-زن عقربی است که گزیدنش شیرین است.-زن همه اش بدی است و بدترین چیز هم اینکه از او چاره ای نیست.-روزگاری آید که جز سخنچین را ارج ننهند و جز بدکار را خوش طبع نخوانند و کار حکمرانی با مشورت زنان بوده و امیر بودن از آن کودکان و تدبیر با خواجگان.نهج البلاغه- "حکمت" هاو فرمود: چشم زخم راست است و افسون راست، و جادوگرى حق است و فال نيك درست و فال بد نه راست، و بيمارى از يكى به ديگرى نرسد و بوى خوش بيمارى را بهبود دهد، و عسل درمان بود. و سوارى و نگريستن به سبزه درمان بيمارى.نهج البلاغه- حکمت ها

  • Ali Arafat
    2018-11-20 01:42

    This Book is extremel religious and contains the precious teaching of muslims 1st Imam Hazrat Ali [a.s].

  • أَحْمَد
    2018-11-17 07:06

    دينهم التحريف وشعارهم الكذبفى اعتقادى أن أهم تشابه بين الشيعة واهل الكتاب من اليهود والنصارى هو القابلية للكذب والتحريف.وتأليف النصوص ثم التعبد بها لله . فعل النصارى ذلك فى اناجيلهم المحرفة التى نسبوها إلى عيسى عليه السلام كذبا وزورا ثم تعبدوا بها لله ارتكبت فرق الشيعة نفس ' الخطيئة ' التى ارتكبها النصارى قبلهم ..اخترعوا كتابا من عند أنفسهم ثم نسبوه لعلى ابن أبى طالب رضى الله عنهم ثم تعبدوا به لله واتخذوه معلما من معالم دينهم حتى أصبح الكتاب عندهم له منزلة تفوق منزلة كلام المعصوم عليه الصلاة والسلام وبعد فهذا الكتاب أولا منسوب زورا وبهتانا إلى على ابن أبى طالب كما نص على ذلك كبار مؤرخى الاسلام كالذهبى وابن كثير وابن خلكانقرر هؤلاء المؤرخين جميعا أن هذا الكتاب تم تأليفه على يد المرتضى على ابن الحسين بعد 350 سنة من وفاة على رضى الله عنه.اخترعه المرتضى من وحى خياله تارة ومن السطو على كلام ادباء عصره تارة اخرى ثم نسبه لأمير المؤمنين كذبا وادعى أنه جمع هذه الأقوال وهذه الخطب من أقواله وخطبه رضى الله عنه والمرتضى كذاب أشر..والذى حمله على ذلك الكذب هو رغبته فى الترويج لمذهبه التالف وخداعا و تاليفا لقلوب عوام المسلمين وخاصة مخابيل الشيعةالكتاب خالى تماما من الأسانيد ...هذا الكتاب هو عبارة عن أقوال وخطب وآثار منسوبة لعلى رضى الله عنه ..فالطبيعى أن يتم رواية هذه الآثار عن طريق أسانيد كما كان يفعل المسلمون مع أحاديث النبى وأخبار الصحابة ...هذا الكتاب مختلف تماما فليس له أى إسناد ..فمن ناحية السند ليس هناك دليل واحد أن قائل هذه العبارات هو على م .وهذه أيضا من الأشياء الفاصلة التى تتشابه فيها الشيعة مع النصارى ...فالنصارى أيضا لا يمتلكون أية أسانيد بين المسيح وبين الأناجيل ...ثانيانسبة هذا الكتاب لعلى رضى الله هى فى حقيقة الأمر سب وشتم وتشويه له رضى الله عنهالكتاب فيه من الكذب والقبح 'بضم القاف ' والتهريج مايستلزم أن نبرء 'بضم النون وفتح الباء وكسر الراء ' منه على ابن أبى طالب رضى الله عنه فالكتاب ملىء بالطعن فى أعراض الصحابة تصريحا وتعريض وتلميحا وخاصة الشيخين أبى بكر وعمر رضى الله عنهمانعم الكتاب يحتوى على أشياء جيدة لكنه يحتوى على أشياء بالغة البشاعة . وحتى الأشياء الجيدة فيه ليست أعظم من أحاديث الرسول ولا أكثر منها بلاغة ....بل فى اعتقادى أن الذين يعظمون الكتاب لأجل بلاغته وقعوا فى فخ المبالغة فالبلاغة الموجودة فيه هى من جنس البلاغة التى كان يخطها الأدباء قديما فى كتبهم كالجاحظ وابن المقفع ومن يطالع الكتاب سيجد بعض العبارات الركيكة التى يستبعد أن تصدر من على رضى الله عنه كما قال الذهبى فى الميزان كذلك الكتاب ملىء بالسجع المتكلف ظاهر التوليد الذى يتنافى مع السليقة اللغوية الفطرية الفصيحة التى كان يتميز بها القرشيون عامة ومنهم الهاشميين ..وكذلك مذهب أهل الاعتزال واضح فى الكتاب وبخاصة فى ما يتعلق بأسماء الله وصفاته .وهذا شىء عجيب فهذه الأفكار لم تظهر إلا بعد وفاة على ابن أبى طالب بثلاثة قرون فكيف تكلم رضى الله عنه بها قبل ذلك إن صدقنا أن هذه الكلمات فعلا من كلام على ؟ ..هذا شىء عجيب ولكن تفسيره سهل ..المرتضى الذى ألف الكتاب ونسبه زورا إلى على كان من كبار المعتزلة الروافض فى عصره .فلما بدأ فى تأليف هذا الكتاب من وحى خياله تسربت بعض أفكار المعتزلة إلى الكتاب رغما عنه ' فإن الطبع غلاب '..كما يقول العوام..فبقيت هذه المسائل الاعتزالية دليلا واضحا على أن هذا الكتاب مكذوب على أمير المؤمنين على ابن أبى طالب رضى الله...بقيت دليلا واضحا على 'جريمة المرتضى 'هوأرجو أن أكتب عنه ريفيو مفصل والكتاب تم طباعته فى مصر فى أوائل القرن الماضى على يد الشيخ محمد عبده .طبعه الشيخ وعلق علي فساهمت شهرة الشيخ الطاغية فى الترويج للكتاب بين أهل السنة ...ولا أدرى كيف غفل الشيخ غفر الله له عن سقطات هذا الكتاب ولم يتنبه لها ؟

  • Saman Kashi
    2018-11-25 05:57

    اين كتاب را فروتر از كلام خدا و فراتر از كلام بنده مي‌دانند. يك خواننده‌ي روشن و بي‌بغض هنگام خواندن جملات اين كتاب از گستردگي فكر و شخصيت علي‌بن‌ابيطالب(ص) به حيرت مي‌ماند. ديگر اين كه زحمات سيد رضي در تهيه و تدوين اين گفتارها را نبايد ناديده گرفت

  • Mahmoud Galal
    2018-12-13 23:10

    عندما انتهيت من قراءة نهج البلاغة للمرة الاولى لم اكن اتصور ان هناك كتاب بهذا الاتقان وهذه البلاغة التي جمعت بين تسامي المعنى واعجاز الكلمة , قرأت النهج اكثر من مرة ووجدته كتاب هام يستفيد منه المسلم وغير المسلم وحتى الملحد ولكن المداومة كانت على الوثيقة الرائعة التي ارسلها الامام لواليه على مصر الاشتر النخعي والمعروفة بعهد الاشتر الذي سلبني كل الاهتمام والعناية فتتبعت شروحه التي كتبها غير واحد من علماء المسلمين , حاولت ان اجتهد واستجمع كل ما لدي من كلمات لاصف بها نهج البلاغة لكنها لم تبلغ ما تفضل به علماء المسلمين عن النهج مثل قول الإمام محمد عبده : جمع الكتاب ـ أي نهج البلاغة ـ ما يمكن أن يعرض الكاتب والخاطب من أغراض الكلام، فيه الترغيب، والتنفير، والسياسات، والجدليات، والحقوق وأصول المدنية وقواعد العدالة، والنصائح والمواعظ، فلا يطلب الطالب طلبه إلا ويرى فيه أفضلها، ولا تختلج فكرة إلا وجد فيه أكملهاوقال لأديب المصري أحمد حسن الزّيات المصري: لا نعلم بعد رسول الله فيمن سلف وخلف أفصح من علي في المنطق، ولا أبلّ منه ريقاً في الخطابة، كان حكيماً تتفجر الحكمة من بيانه، وخطيباً تتدفّق البلاغة على لسانه، وواعظاً ملء السمع والقلب، ومترسلاً بعيد غور الحجة، ومتكلماً يضع لسانه حيث يشاء , وهو بالإجماع أخطب المسلمين وإمام المنشئين، وخُطبه في الحثّ على الجهاد ورسائله إلى معاوية ووصف الطاووس والخفاش والدنيا، وعهده للأشتر النخعي تعدّ من معجزات اللسان العربي وبدائع العقل البشري، وما نظن ذلك قد تهيأ له إلا لشدة خلاطه الرسول ومرانه منذ الحداثة على الكتابة له والخطابة في سبيلهوقال الفاضل الآلوسي: "هذا كتاب نهج البلاغة قد استودع من خطب الإمام علي بن أبي طالب سلام الله عليه ما هو قبس من نور الكلام الإلهي وشمس تضيء بفصاحة المنطق النبوي"وقال الدكتور زكي نجيب محمود: ونجول في أنظارنا في هذه المختارات من أقوال الإمام عليّ، الّتي اختارها الشريف الرضي وأطلق عليها: نهج البلاغة، لنقف ذاهلين أمام روعة العبارة وعمق المعنى..

  • فطومه
    2018-11-24 22:48

    كتاب يجمع فيه خطب ورسائل وحكم الأمام علي "عليه السلام" مليء بالحكمةوبالمعاني الجميلة فلاضير فهو سيد البلغاءلكن لدي ملاحظة بسيطة فانا ا اعتقد ان هناك شيء من التدليس ونسب بعض الكلام إلى الامام وهو ابعد مايكون عنها فمن يقرأ سيرة الأمام علي وحسن معاملة مع زوجته لايستطيع تصديقالمقولة التي تقلل من شأن المرأة بأنها تنسب له أو ممكن أن يقولها وسأذكر هذه المقولة التي لا أستطيع بأي شكل من الأشكال تصديقها "المرأة شر كلها وشر مافيها أنه لابد منها"محال أن تخرج هذه الكلمة من علي بن أبي طالبهذه المقولة قللت بشكل كبير من مصداقية الكتاب اما عدا ذلك فهو جميل بكل المقاييسوهنا سأذكر جزء من حكمه -صحة الجسد من قلة الحسد_بئس الزاد إلى المعاد العدوان على العباد-الناس أعداء ما جهلوا -أحبب حبيبك هونا ما عسى أن يكون بغيضك يوما ما وأبغض بغيضك هونا ما عسى أن يكون حبيبك يوما ما -إضاعة الفرصة غصة -عجبت للمتكبر الذي كان بالأمس نطفة ويكون غدا جيفة -العلم خير من المال العلم يحرسك وأنت تحرس المال من ترك قول لا أدري اصيبت مقاتله -التودد نصف العقل والهم نصف الهرم _ لا تتخذن عدو صديقك صديقا فتعادي صديقك-القناعة مال لاينفد --من حذرك كمن بشرك

  • Zahra
    2018-12-04 01:49

    اين كتاب رو خودم از نمايشگاه قرآن خريدم و خيلي موشكافانه مثل يه كتاب درسي خوندم و زيرش خط ميكشيدمبعضي جاها توانايي ادبي و متن هايي كه دو سه صفحه بدون نقطه گذاري بودن،يا توصيف هايي درباره زندگي به وجدت مياورد،گاهي هم از نظرش درمورد خانم ها منزجر ميشدي.هيچ وقت پشيمون نيستم از اين مطالعات ديني اي كه داشتم.اوايل دهه بيست زندگي.

  • Bold
    2018-12-13 01:43

    The Best Book for All Human been .Discover the History of Galaxy

  • Maf Abdi
    2018-11-20 00:06

    The sheer wisdom and knowledge contained in this volume is both humbling and awe inspiring. As a collection of Imam Ali's speeches, sayings, writings, and letters, it provides a gateway into the mind of perhaps the wisest and most learned man ever to walk the earth, after the Holy Prophet himself.After reading this volume, it becomes apparent why Imam Ali's "Peak of Eloquence" is hailed above the words of man, and second only to the revealed words of God Almighty, which are manifested in the Holy Qur'an.Every time I open this book, my thirst for knowledge is quenched, and my longing for wisdom is settled. It is not only an overwhelming treasure to own and comprehend, but it is thought provoking as well as motivational. It will inspire the person to deeply ponder over the greatest and most profound truths of our existence, within the realm of human comprehension.The Christian Author and Researcher, George Jordaq in his tribute to Imam Ali (AS), says: "The Imam's sermons are full of wise thoughts. O' world, what would have happen if you mobilized your forces to produce in every era a man as great as Imam Ali (AS) in terms of wisdom, moral, expression, eloquence, valour, simplicity, generosity, patience, piety, and magnitude, for the human societies?"It is a tremendous source of knowledge, and the feeling one gets when one closes this volume is simply amazing, and yet, it is written in a manner such that any reader of any level can benefit from it, from the most educated scholar to the beginning academic.It would be truly a waste to pass up an opportunity to not to read this book. The treasures contained within are boundless. There is nothing like it.